|
سه شنبه 25 / 10 / 1390برچسب:, :: 11:18 بعد از ظهر :: نويسنده : ابراهیم
گرچه پایان راه پیدا نیست ، اما میدانم مقصدم، ویرانه ایست که در آن هیچ علاقه ای برای زیستن نیست ؛کاش پرواز را می آموختم ! کاش پرواز را از تو می خوندم !!نمیدانستم همیشگی نیستی ،نمیدانسم برای بودنت باید دعا کنم ؟ گرچه پایان راه پیدا نیست!! اما : میدانم استجابت این حرف را ، خدا هم عاجز است . . پس :کسی به آشتی ما نیاید .می خواهم همیشگی این کفر را با التماس اشکهایم از خدا توبه کنم .!! گرچه پایان راه پیدا نیست. !!اما خواهم رفت ، این بار و با التماس بیگانه ها خواهم ساخت .
گرچه پایان این راه هم پیدا نیست !!
اما ..
(موسوی )
نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |